پنج شنبه، ۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۱۷
» مجمع امور صنفی کرمانشاه » تعاریف و اصطلاحات » صنوف تولیدی
 آشنائی با اصناف تولیدی و خدمات فنی 

تمایز صنف و صنعت

صنوف تولیدی و خدمات فنی را نمی توان به روشنی و دقت کافی تعریف نمود. مرز بین صنف و صنعت به درستی مشخص نیست، و مرزهای تعیین شده در هر کشور به صورت قراردادی است. کارگاهی که در یک کشور در حال توسعه بزرگ محسوب می شود، در کشور پیشرفته صنعتی واحدی کوچک به شمار می آید. معیار تشخیص و تفکیک این دو گروه در کشورهای مختلف متفاوت است. در برخی از کشورها، شمار کارگران شاغل و در برخی دیگر میزان سرمایه و یا ترکیبی از ضابطه های گوناگون از قبیل، شماره کارگران، میزان سرمایه، میزان فروش سالیانه، انواع دارائی ثابت و غیره ملاک تشخیص صنف از صنعت (صنایع کوچک از صنایع متوسط و بزرگ) است. در کنگره بین المللی مشاغل کوچک سال 1984 که در ترمولینوس اسپانیا برگزار شد، برای صنایع کوچک تعریف زیر تعیین گردید:

«صنعت کوچک واحدی است که دارای مالکیت مستقل (مالکیت فردی و در صورت تعاونی بودن، غیر دولتی یا غیر اشتراکی) و تعداد کارگران آن نیز از 50 نفر تجاوز نمی کند.»

سازمان یونیدو صنعت کوچک را چنین مشخص کرده است:

اشتغال در آنها کمتر از یکصد نفر باشد.

حجم سرمایه ثابت در آنها کمتر از 250 هزار دلار باشد. هر چند از گاهی نیز به علت تورم و افزایش سطح عمومی قیمتها، عوامل تولید مانند نیروی انسانی، زمین، ماشین آلات و تجهیزات، حداکثر میزان سرمایه گذاری تغییر می یابد.

  • در ایران علاوه بر سرمایه ثابت، معیار دیگری نیز مورد توافق قرار گرفته است که معیار تمایز صنف و صنعت را در خط تولید می داند، در این تفکیک واحدهای دارای خط تولیدی ماشینی را صنعت و مابقی را صنف می دانند.
  • در کشورهای در حال توسعه معمولاً حداکثر تعداد کارگران صنایع کوچک را تا 50 نفر تعیین می کنند، حال آنکه در کشورهای پیشرفته صنعتی این تعداد حتی به 500 نفر نیز می رسد. از سوی دیگر تعداد کارگر و میزان سرمایه گذاری با توجه به نوع فعالیت متفاوت است. بطور کلی در بسیاری از موارد ضابطه میان صنایع کوچک و بزرگ به هدف مورد نظر و میزان توسعه یافتگی کشور بستگی دارد و این ضابطه اختیاری و قابل انعطاف است.

    6-2. فعالیتهای صنوف تولیدی

    یک مطالعه عمیق و دقیق در کشورهای صنعتی جهان نشان می دهد که در بعضی از رشته های صنعتی بنگاههای کوچک بخوبی توانسته اند با بنگاههای بزرگ رقابت نمایند. ولی در برخی دیگر قادر به این رقابت نبوده اند و یا تعدادشان محدود است. در این بخش این موضوع مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت که چگونه صنوف تولیدی توانسته اند با وجود اصل اقتصادی معروف «صرفه جوئیهای ناشی از مقیاس تولید» که بنفع بنگاههای بزرگ است، موفقیت حاصل نمایند و چرا توسعه آنها در همه رشته های تولید یکسان نیست.

    بحث روی این موضوع را می توان تحت دو عنوان بررسی نمود، اول وسعت و سایر خصوصیات بازار در مورد فرآورده های صنعتی، و دوم ارتباطی که بین مخارج یک واحد تولیدی و مقدار تولید می باشد. به عبارت دیگر عوامل اقتصادی و فنی مؤثر در شکل گیری هزینه ها مورد بررسی قرار می گیرد.

    الف – بازار

    در این بخش علل وجودی صنوف تولیدی را با توجه به شرایط عمومی بازار بررسی می نمائیم:

  • بعضی از محصولات قابلیت نقل و انتقال را ندارند یا اینکه مخارج حمل و نقل آنها زیاد است و لذا تولید آنها برای بازار محدود محلی انجام می پذیرد مانند نان تازه که باید برای بازار محلی تولید گردد و نمی توان به نقاط دور حمل نمود.
  • به این دلیل است که تولید آنها در واحدهای کوچک انجام می پذیرد.
  • در مواردی که تقاضای خریداران جنبه تخصصی و انفرادی و شخصی دارد، معمولاً: بازار برای هر یک از انواع تولید محدود است و مؤسسات کوچک بهتر می توانند موفقیت حاصل نمایند. برای نمونه می توان تهیه اشیاء قیمتی، و برخی از قطعات یدکی خاص را ذکر کرد. این اجناس به مقدار زیاد و برای تعداد کثیری مصرف کننده تولید نمی گردد و در تولید آنها صنوف تولیدی قادر به رقابت با صنایع بزرگ هستند.
  • برای صنوف تولیدی سودآور است که کارهائی را براساس سفارش خاص قبول و انجام دهند و برای مؤسسات بزرگ به واسطه قابلیت انعطاف کمتر و مخارج زیاد عمومی مقرون به صرفه نیست که در مدت کوتاهی به تهیه یک نوع سفارش که عمدتاً‌ غیراستاندارد است بپردازند.
  • عامل مؤثر و مهم پیشرفت صنوف تولیدی قابلیت انعطاف آنهاست. در مواردیکه بازار تحت تأثیر مد و یا علل دیگر ممکن است تغییرات زیاد و پیاپی حاصل نماید و در شرایطی که باید تولید به سرعت با تقاضا هماهنگ شود، صنوف تولیدی بهتر می توانند با تغییرات تطبیق یابند؛‌مانند صنف پوشاک، صنف سراج، صنف کفاش، صنف درودگران و مبلسازان و …

    ب- عامل هزینه و صرفه جوئی های ناشی از مقیاس تولید

    در این بخش نیز علل وجودی صنوف تولیدی را علیرغم مقیاس تولید کم آنها مورد بررسی قرار می دهیم:

  • در بعضی از فعالیتهای تولیدی به علل فنی و یا از جهت هزینه،‌مزیت در بکار بردن ماشین آلات در مقیاس بزرگ است. در چنین صنایعی تولید به مقدار زیاد اهمیت خاص دارد؛ مانند کوره های ذوب فلزات و کوره های سیمان. از این رو، صنوف تولیدی نمی توانند در این موارد رقابت نمایند. ولی در برخی دیگر چنین مزیتی وجود ندارد، مانند صنایع مبلمان و پوشاک. در صنایع اخیر مؤسسات کوچک ممکن است به اندازه صنایع بزرگ و حتی بیشتر از آنان کارآمد باشند.
  • علیرغم آنچه انتظار می رود، در بعضی موارد مشاهده می شود که صرفه جوئی های تولید به مقدار زیاد بنفع صنوف تولیدی است، به عنوان مثال یک واحد تولیدی بزرگ ممکن است به مقدار محدودی از یک وسیله خاص و یا به یکی از قطعات محصول تولیدی خود احتیاج داشته باشد، بنگاههای بزرگ دیگر که در همان صنعت مشغول هستند نیز همین وضع را دارند. بنابر این یک واحد صنفی کوچک که در ساختن جزء مورد نظر مهارت دارد، برای چند بنگاه بزرگ جنس تولید نموده و بصورت مؤسسه کمکی آنها در می آید و از لحاظ صرفه جوئی ناشی از مقیاس تولید، در رشته خاص خود منتفع می شود.
  • در مرحله آخر باید مزایای صنوف تولیدی از نظر عامل انسانی مورد توجه قرار گیرد. مدیران این واحدها تماس مستقیم با کارکنان تولیدی دارند، در صورتیکه مدیران کارآمد باشند با مدیریت صحیح خود تأثیر زیادی در کاهش هزینه خواهند داشت.

 

6-3. دلایل وجودی صنوف تولیدی در ایران

بعضی از عوامل که به نفع صنوف تولیدی در کلیه کشورها (با هر درجه ای از توسعه صنعتی) می باشند، به نحو بارزتری در کشور ایران که در ابتدای مراحل صنعتی شدن قرار دارد، ملاحظه می شود. بنابر این در صورتی که این صنوف به نحو صحیح و مؤثری تشویق و توسعه یابند و تأثیر نسبی و بهتری، بیش از آنچه که در کشورهای پیشرفته دارند، در صنعتی شدن کشور ما خواهند داشت. در این قسمت به بررسی خصوصیاتی از کشور ایران می پردازیم که وجود صنوف تولیدی را الزام می بخشد:

محدودیت بازار

در ایران وسعت بازار در غالب موارد به نحوی نیست که مشوق تأسیس واحدهای بزرگ باشد. اصولاً بازار ملی تابع درآمد ملی و نحوه توزیع این درآمد است. هرانداره سطح درآمد سرانه پائین تر باشد، بازار محدودتر می شود. در موقعی که سطح درآمد پائین باشد، بیشتر به مصرف هزینه هائی می رسد که در درجه اول ضرورت قرار دارند، یعنی مواد غذائی و سپس پوشاک و مسکن و بهداشت و در درجه دوم به هزینه هائی که مناسب توسعه صنعتی است.

گرچه کثرت نفوس در ایران به اندازه ای است که در بیشتر موارد تولید در مقیاس وسیع را سودآور جلوه می دهد، ولی پائین بودن قدرت خرید مردم و تقاضای مؤثر، بازار محصولات را بسیار محدود میکند. ممکن است کالائی برای هر خانواده ضروری باشد ولی تعداد زیادی از خانواده ها قادر به خریدن آن نباشند. در مورد بعضی از اقلام بادوام، بازار بزرودی به حداشباع می رسد، حتی در صنایع غذائی مانند کمپوت و کنسروسازی به واسطه نبودن قدرت خرید، بازار بسیار محدود است. اکثریت مردم دارای درآمدی محدود و قدرت خریدی ناچیز هستند و احتیاجات صنعتی آنها اقلامی ساده و ابتدائی است.

محدود بودن قدرت خرید و در نتیجه محدودیت ظرفیت بازار یکی از مشکلات اساسی توسعه صنعتی است، مدیران و کارفرمایان صنوف به نوبه خود در بوجود آوردن این پدیده مقصر هستند. صاحبان صنوف تولیدی در این شرایط به نشستن پشت میز و به امید آمدن مشتری می باشند، در صورتی که باید به بازاریابی فعال پرداخته، به اطراف سفر نموده و با دیگران در تماس باشند. عمده فروشان و خرده فروشان که اقدام به فروش اجناس صنعتی می نمایند، مانند صاحبان صنوف فعالیت اساسی و مورد لزوم را ندارند. بنابر این در چنین شرایطی راهی جز ایجاد و تأسیس صنوف تولیدی در برخی موارد نیست. اما از آنجائی که بالارفتن درآمد ملی و قدرت خرید، بهبود روشها، و ترقی سطح سواد و دانش و فرهنگ عمومی، موجبات گسترش و یکپارچگی بازار را فراهم می سازد. در صورتی که واحدهای کوچک تأسیس شده کارآمد باشند، و راهنمائیهای لازم به آنان انجام پذیرد، آن واحدها توسعه یافته و به مؤسسات متوسط و بزرگ تبدیل می شوند.

فقدان سرمایه

با توجه به نیازهای شدیدی که ایران به تأسیسات زیربنائی اجتماعی و اقتصادی دارد و در مقام مقایسه با کشورهای غریی، ما با کمبود یا فقدان سرمایه مواجه هستیم. اصولاً در صورتی که درآمد کم باشد، مقداری که پس انداز می گردد نیز بسیار کم و ناچیز است، همین پس انداز کم و ناچیز به علت وجود رسوم و قواعد خاص، کمتر سرمایه گذاری می شود. معمولاً اقلیت ثروتمند اضافه درآمدهای زیادی دارند که صرف تجملات،‌پذیرائی ها و مسافرتهای خارج از کشور و خرید اشیاء لوکس و غیرضروری می شود. طبق نظام موجود زمین به صاحب آن اعتبار و منزلت اجتماعی می دهد و یک وسیله مطمئن اقتصادی بشمار می رود و اغلب علاقه دارند که صاحب زمین گردند و غالباً قیمتی که برای آن می پردازند،‌بیش از بازده بالقوه آن است، و در صورتی که سرمایه به خرید زمین اختصاص نیابد، متأسفانه در صنعت بکار نمی افتد و در کارهای بازرگانی مصرف می گردد یا برای اطمینان صاحب آن، پس انداز می شود. همچنین برای اینکه بتوان بسرعت آن را جمع آوری نمود در فعالیتهای کاذب که گردآوری سرمایه بسهولت مقدور است به کار می افتد.

بازار پول و سرمایه مرتب و منظمی در کشور وجود ندارد، بیشتر مؤسسات به صورت خانوادگی و فامیلی و با سرمایه های محدود اداره می شوند. شرکتهای سهامی وسیع به واسطه مشکلات اقتصادی و اجتماعی رشد نمی یابند. بنابر این تشکیل صنوف تولیدی که احتیاج کمتری به سرمایه دارند، آسانتر و عملی تر است.

سیستم صنعتی مشکلاتی از لحاظ روابط انسانی به وجود می آورد، در زمان کار نظم خشک ماشینی کارخانه بر روابط کارگری معمول قدیم فایق می شود،‌توسعه فعال بخش «واحدهای صنفی تولیدی مدرن کوچک، که مسائل مدیریت در آن ساده تر از صنایع بزرگ می باشد، ممکن است، مرحله انتقالی مناسبی در کشور بوجود آورد. همچنین تماس مستقیم موجود بین کارفرما و کارگران که مسائل را از طریقه مذاکره مستقیم حل و فسخ می کند،‌با نظامات موجود یک جامعه تازه صنعتی شده مناسبتر می باشد. تأثیر ویژگی های اخیر صنایع کوچک یا صنوف تولیدی به نحوی است، که حتی در کشورهای صنعتی با وجود آشنائی دیرینه مردم با عرف و عادت صنعتی، دارای امتیازات زیادی است.

کاهش اشتباهات

گسترش و توسعه زیاد صنوف تولیدی زیانهای اشتباهاتی را که ممکن است برنامه ریزان مرتکب شوند، کاهش می دهد. در صورتی که سرمایه گذاری جدید منحصر به واحدهای بزرگ باشد، به واسطه اشتباهات در محاسبات مهندسی، پیش بینی عرضه و تقاضا، امکانات جلب بازار، زیانهای بسیاری متوجه صنعت و کشور می شود. در صورتی که در واحدهای کوچک صنوف تولیدی این امر صادق نیست، و زودتر اشتباه قابل درک و صلاح است.

6-4. مدیریت در واحدهای صنفی

از مشکلات اساسی و مهم توسعه صنوف بویژه صنوف تولیدی، در هر دو جنبه کمی و کیفی، کمبود مدیران مبتکر و فعال می باشد. نقص در مدیریت، عامل اصلی پایین بودن قدرت تولید در تمامی فعالیتهای تولیدی واحدهای کوچک صنفی در ایران است، به منظور اقتصادی بودن و داشتن کارایی لازم یک واحد تولیدی، مدیریت این واحد بایستی توانایی انجام تعداد زیادی از وظایف را، که با یکدیگر پیوند کامل دارند،‌داشته باشد. هر یک از این وظایف نیز نیازمند تعلیم و کسب تجربه است و مدیریتی که در رأس قرار دارد، باید ظرفیت و توانایی ایجاد هماهنگی بین این وظایف را داشته باشد تا مزایای مطلوبی را حاصل نماید. و مدیریت با روشهای سنتی قادر نخواهد بود که بهره وری را به حداکثر میزان خود برساند.

در ایران اکثر مدیران و صاحبان واحدهای صنوف تولیدی و خدمات فنی، دارای اطلاعات لازم از مسائل فنی صنعت می باشند ولی متأسفانه گرایشی به وظایف خاص مدیریت، مانند ساده نمودن کار، برنامه ریزی، کنترل انبار و موجودی، نظارت بر ماشین آلات و تعمیرات آنها، کنترل کیفیت کالا، سنجش کار و فعالیت، برآورد کردن و تعیین هزینه عملیات و مثال آن، تمایلی ندارند، به همین سبب کیفیت فرآورده ها، نامرغوب و هزینه تولید آنها در مقایسه با کالاهای مشابه خارجی بسیار زیاد و در نتیجه، بازار آنها محدود می شود.

بارها دیده می شود که سرمایه گذار به تهیه ماشین آلات و تولیدکالا علاقه وافری نشان می دهد،‌ولی هیچ یک از روشهای تقلیل قیمت را از آغاز فعالیت، مورد توجه قرار نمی دهد. همچنین به مسائل مالی مدیریت مانند حسابداری صحیح، تعیین هزینه،‌بودجه بندی، علاقه ای نشان نمی دهد. صاحبان این قبیل واحدهای تولیدی اغلب، کمبود سرمایه در گردش را احساس می نمایند، اما زمانی که بررسی به عمل می آید، مشکلات دیگری از قبیل عدم کنترل موجودی، عدم توازن بین تولید و سرمایه ثابت و سرمایه در گردش و موارد دیگر نیز مشاهده می شود. به دلیل عدم اطلاع در مسائل مدیریت مالی، بسیاری از صاحبان این واحدها از آغاز تأسیس کارگاه خود با مشکلات مالی روبرو می شوند، در بعضی موارد مشاهده می شود که صاحبان صنوف از مشکلات مالی رنج می برند و از این نظر ناراضی هستند، که پس از بررسی معلوم می شود که کمبود سرمایه در گردش، در نتیجه وجود اشکالات دیگری است مانند: نقص برنامه ریزی، بازاریابی ناقص، فقدان حسابداری صنعتی، و تا این موانع و مشکلات از میان برداشته نشود، اصلاح امور مالی به این واحدها کمک واقعی نخواهد کرد.

6-5. عوامل عدم موفقیت در واحدهای صنفی

مشکلات ناشی از مدیریت که عدم موفقیت واحدهای صنفی را موجب می شود بی شمار است، ولی بطور کلی می توان مهمترین مشکلات را در موارد زیر خلاصه نمود:

الف- تجربه نامتوازن

فردی که در رأس یک واحد کوچک اقتصادی قرار دارد به طور معمول در یک زمینه، به نسبت قوی و کارآست و بیشتر توان خود را نیز به همان جنبه معطوف می دارد، و از سایر امور غفلت می ورزد. به طور مثال اگر در قسمتهای تولید تجربه هایی دارد،‌متمایل است که اطلاعات و تجارب خود را در آن زمینه بخصوص افزایش دهد و نسبت به امور دیگر، مانند امور مالی،‌بازاریابی، پرسنلی علاقه ای نشان نمی دهد. این نقص، در صنایع بزرگ به دلیل وجود افراد متخصص در بخشهای مختلف تا حدودی مرتفع می شود، اما در واحدهای تولیدی کوچک، تجربه نامتوازن مدیر واحد تولیدی بدون هیچ کوشش برای یادگیری مطالب دیگر از کارشناسان مربوطه، زمینه های عدم موفقیت را فراهم می سازد.

ب- بازاریابی ناقص

اکثر مدیران واحدهای تولیدی کوچک، از گروه صنعتگران و کارشناسان فنی هستند و توجه آنها اغلب معطوف امور فنی است و در بازاریابی ضعیف هستند، و از آنجا که فروش در واقع یک امر مزاحم و ناراحت کننده محسوب می شود و برای گریز از آن به روشهای گوناگون دست می زنند. این بازاریابی ناقص منجر به کاربرد روشهای اشتباه توزیع می شود و یا از ترس رقابت، تولیدات،‌خیلی ارزان به فروش می رسد. و یا برعکس به مسئله رقابت توجه نکرده و قیمت فروش بالاتر از حد معمول تعیین می شود. فروش،‌دامنه وسیعی دارد که علاوه بر آگاهی و دانش کامل، نیاز به کوشش مداوم و همه جانبه نیز دارد و عدم موفقیت در فروش، یکی از عوامل اصلی شکست واحد تولیدی است.

ج – عدم توجه به نظرخواهی از افراد متخصص

به دلیل عدم آگاهی و تسلط کامل در مدیریت،‌ممکن است مشکلات و موانع موجود بر سر راه فعالیت واحد احساس نگردد و یا در صورت شناخت مسائل و مشکلات،‌به کارشناسان و افراد آگاه خارج از واحد توجهی نشود،‌در چنین شرایطی زمینه های موفقیت واحد مذکور از بین می رود، لازم به ذکر است که هزینه نظرخواهی از افراد متخصص نسبت به نتایجی که از بی توجهی به آن حاصل می شود، ناچیز است.

د- رفتار روانی مدیر

واحدی که به فعالیت اقتصادی می پردازد توفیق پیدا نخواهد کرد، مگر آنکه مدیر آن فردی مصمم، با پشتکار، شکیبا و بردبار باشد و آمادگی پرداختن به کار را بیش از هر یک از دیگر کارکنان،‌داشته باشد.

هـ – عدم علاقه به تحقیقات و توسعه تولید

اکتفا به وضع موجود و توجه نداشتن به آینده، موجبات شکست یک واحد اقتصادی را فراهم می سازد. در صورتی که فقط به نحوه تولید و نوع تولیدات فعلی بسنده شود، روزی خواهد رسید که راه و روش فعلی کافی و کارآمد نخواهد بود و کاربردی نخواهد داشت. اگر چه تحقیقاتی که به وسیله کارشناسان ورزیده به عمل می آید، خارج از قدرت مالی واحدهای تولیدی کوچک است، ولی تعداد زیادی از انواع این تحقیقات ممکن است به طور گروهی، در یک مقطع زمانی مفید حال چندین واحد از یک صنف باشد.

در واحدهای جدید تولیدی ارزش واقعی تحقیقات به طور کامل شناخته شده است. در کشوری مانند ایران نیز صاحبان این قبیل واحدها می توانند بسیاری از ایده ها و تکنولوژی های متناسب و یا قابل انطباق با شرایط موجود را از کشورهای پیشرفته جهان کسب نمایند و در چارچوب موجود پیاده نمایند.

6-6. برخی مشکلات و ویژگیهای صنوف تولیدی در ایران

محل کار

واحدهای کوچک تولیدی در ایران بیشتر در نواحی مسکونی وبازرگانی شهر ما قرار گرفته اند. و بعضاً ساختمانهایی که در اختیار دارند دارای فضای کافی نیست، برخی از واحدهای صنفی نیز در ساختمانهایی که به قصد سکونت ساخته شده مشغول هستند که هیچگونه تناسبی با کارگاه تولیدی ندارند. در بیشتر موارد فضای کافی برای نصب ماشین آلات ضروری وجود ندارد، و چون از ماشین آلات موجود نیز به طور صحیح استفاده نمی شود، بکاربردن سیستم زنجیره ای تولید با اشکال مواجه می شود، نقل و انتقال مواد اولیه و محصولات به سختی انجام می گیرد، و در بیشتر موارد اجاره بها بسیار گران و تسهیلات لازم از قبیل آب و برق به اندازه کافی مهیا نیست، و با قطع پی در پی برق در اثر فشار زیاد بر خطوط اصلی مواجه می شوند، برخی از این کارگاهها در نقاطی واقع هستند که آمد و شد وسایل نقلیه تا در کارگاه مقدور نیست و بایستی حمل و نقل بوسیله انسان انجام شود.

چنین اوضاع و احوالی مشوق تولید اقتصادی در مدیران و کارگران نبوده، و زمینه های دلسردی و عدم امنیت را فراهم می سازد.

حتی عده ای از صاحبان صنوف تولیدی که وضع بهتری دارند و قادر به تهیه زمین و ساختمان لازم می باشند، متأسفانه بواسطه احساس بی ثباتی، محل فعالیت خود را در اماکن مسکونی و شهرها انتخاب می نمایند، و ساختمان را طوری ترتیب می دهند که بتوانند در صورتی که کار خود را تعطیل نمودند، کارگاه را به منزل مسکونی تبدیل نمایند، بدیهی است در چنین ساختمانهایی به ضروریات یک واحد تولیدی توجه نخواهد شد.

مواد اولیه

نوع مواد اولیه اغلب چندان خوب نیست و به موقع نیز داده نمی شود و در نتیجه موجبات پایین آمدن کارایی و بالا رفتن قیمت محصولات تولیدی را فراهم می سازد اکثر واحدهای تولیدی کوچک برای تهیه مواد اولیه به تجار بازار متکی هستند. زیرا محدود بودن گردش معاملات و کمی سرمایه در گردش، امکان خرید به مقدار زیاد از بازار داخلی یا از منابع خارجی را به آنان نمی دهد. بنابر این قیمت، کیفیت، و منظم بودن عرضه به تجار بازار بستگی دارد. و خصوصیات مزبور پیوسته دستخوش تغییر و تبدیل است.

در بسیاری از موارد صاحبان صنوف تولیدی در موقعیتی نیستند که بتواند از طریق خریدهای تعاونی اقدام نمایند، منابع متعدد نیز به منظور تدارک جنس موجود نیست، و در صورتی که به واسطه اشتباه تاجر محل و به علل دیگری که در اختیار وی نیست موجودی مواد اولیه تمام شود، صاحب واحد تولیدی ناچار به متوقف نمودن تولید یا تهیه جنس از محلهای دیگر با پرداخت بهای بیشتر است.

غالباً وسیله ای که کیفیت جنس را تعیین نماید،‌در اختیار صاحب واحد تولیدی نیست و معلوم نیست کالایی که خریداری می کند، مطابق با نوع محصول مورد نظر او یا مناسب با به کاربردن در ماشین آلات وی می باشد یا خیر؟ درجه بندی کیفی مواد اولیه و کالا هنوز در ایران معمول نشده و ممکن است حتی موادی با قیمت گران خریداری شود و سپس معلوم شود که با مقدار زیادی کالای غیرقابل استفاده مخلوط شده، یا قسمتی از آن از حیز انتفاع خارج است. برای مثال در صنعت دباغی، پوستهای درجه بندی نشده خریداری می شود و در حین کار متوجه می شوند که تعداد زیادی پوستها به سختی خسارت دیده اند، لذا نمی توانند چرم مورد نظر را تهیه نمایند. همین اشکال در مورد چوب دیده می شود. مبل ساز ناچار است چوبهای درجه بندی نشده را خریداری نماید و به طور طبیعی به سختی می تواند از چوبهایی که درجنگل قبل از بریدن یا پس از بریدن به واسطه عدم حفاظت صحیح آسیب دیده اند، برای تهیه مبل استفاده نماید.

در این مورد که اکثر نقاط ایران دارای منابع طبیعی بکر و دست نخورده زیادی است، شکی وجود ندارد با این حال به واسطه عدم بهره برداری کامل از صنایع مزبور غالب صنایع متکی به مواد اولیه ای که در نقاط دیگر کشور تهیه، یا از خارج وارد می شود، می باشند. به همین سبب هزینه حمل و نقل حتی در صورتی که راهها خوب و مرمت شده باشند و راه آهن و سایر وسائط نقلیه مرتب و منظم کار کند، در مقایسه با کشورهای غربی، که دارای سرزمینهای آباد و مواد کشاورزی و جنگلی فراوان می باشند، خیلی زیاد است. بنابر این مشکلات کشور ما در تهیه مواد اولیه تا مدتی باقی خواهد ماند.

به واسطه مسائل و مشکلات فوق، کوشش مداوم سازمانهای مربوطه از قبیل وزارت بازرگانی، وزارت امور اقتصاد و دارایی، وزارت کشاورزی، وزارت نفت و سایر وزارتخانه ها و دستگاههای مسئول لازم و ضروری است. کوششهای مزبور از جهتی باید برای بهبودی مواد اولیه از طریق راهنمایی و کنترل به کار گرفته شود و از سوی دیگر برای مرتب نمودن وضع عرضه، ضروری و لازم است.

بدین منظور مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی کشور نیز باید عهده دار استاندارد نمودن کیفیت و درجه بندی مواد اولیه شود. همکاری این مؤسسه به منظور تأمین خدمات مورد نیاز صنوف تولیدی ضروری و حتمی است. بدیهی است آزمایش و استاندارد نمودن باید شامل مواد اولیه وارداتی تولید داخلی شود.

برای رفع مشکل مرتب نبودن موجودی مواد اولیه، دولت می تواند با خرید کالاهای مورد لزوم صنوف تولیدی و عرضه به موقع آن در بازار، از نوسانات شدید در قیمت و مقدار آنها جلوگیری نماید. در عین حال دولت باید مشوق خریدهای تعاونی صاحبان صنوف تولیدی شود. تا از اتکای شدید آنها به تجار بازار و اضافه قیمتی که به این نحو بروز می کند، بکاهد. باید توجه داشت که محدودیت شدید و غیرمتناسب ورود مواد خام ضروری، ممکن است اشکالات گوناگونی را در توسعه صنعتی فراهم سازد. به همین سبب دقت در این امر از لوازم ضروری رشد سالم صنایع است.

نیروی انسانی با در نظر گرفتن موانع و کمبودهایی که در مقابل کارگر ایرانی قرار دارد از قبیل نداشتن تعلیمات لازم فنی، در اختیار نداشتن لوازم کارآمد، شرایط نامطلوب کار و سایر کمبودها که خاص محیط در حال توسعه است،‌کارگران ماهر و نیمه ماهر ایرانی با کارهایی که انجام می دهند و اثراتی که به ظهور می رسانند، قدرت و توانایی خویش را در انجام امور تولیدی آشکار نموده اند. در صورتی که موانع و مشکلات مرتفع گردد و امکانات لازم فراهم شود،‌مسلم است به حد مهارت کارگران کشورهای پیشرفته صنعتی خواهند رسید. کارشناسان خارجی که نسبت به صنایع ایران مطالعه نموده اند، قدرت یادگیری کارگر ایرانی و توانایی او را در بهبود کار مورد ستایش قرار داده اند.

بنابر این در صورتی که چنین استعدادی تحت آموزش صحیح قرار گیرد، نتایجی بسیار مطلوب تر به بار خواهد آورد و بسیاری از مشکلات فعلی را که ناشی از عدم مهارت کافی است، برطرف خواهد نمود.

در اینکه مرغوبیت اکثر قریب به اتفاق محصولات ساخت ایران به اندازه مصنوعات کشورهای صنعتی امروزی جهان نیست، شکی وجود ندارد. ولی این عدم مرغوبیت را نباید متوجه ضعف اصولی کارگر ایرانی دانست. همانطور که کارگر معمولی و آموزش ندیده یا نیمه ماهر و کارکنان غیرحرفه ای کشورهای غربی فاقد مهارت و تخصص های کارگران چندین سال تعلیم یافته و تجربه اندوخته کشورهای مزبور می باشند، به همین نحو فقدان آموزش کارگر ایرانی اثرات خودش را در کیفیت، شکل ظاهر و دوام بسیاری از محصولات تولیدی ایران به ظهور می رساند.

یکی از مشکلات صنوف از لحاظ نیروی انسانی عدم آشنائی کارگران در طرز صحیح به کاربردن ابزار و وسائل و تعمیر دقیق آنهاست. اغلب کارگران فعلی به وسیله کسانی تعلیم یافته اند که خودشان نمی دانستند چطور ابزار را به کار برند. بنابر این در حین آموزش اعم از آموزش در ضمن کار یا آموزش قبل از استخدام باید کوشش نمود تا هنرآموز به طور عملی کارکردن با ماشین آلات و ابزار را فراگیرد. متأسفانه در تعدادی از هنرستانها و آموزشگاههای حرفه ای ایران آنطور که باید به این امر توجه نمی شود و هنرآموز پرورش عملی نمی یابد. در حالی که کارهای یک ابزار یا ماشین را می داند ولی عملاً نمی تواند با آن کار کند و کاربرد وسیله را برای اینکه تولید مطلوب و مرغوب بدست آید، فرا نمی گیرد.

ارتباط صنایع بزرگ و صنوف تولیدی

مقدمه
از آنچه که اشاره شد نباید تصور نمود که توجه ما تنها باید به صنوف تولیدی باشد، نظر ما این است که همگام با صنایع بزرگ، صنوف تولیدی نیز باید رشد یابند. زیرا اقتصاد صنعتی در جهان امروز کامل نخواهد بود، مگر اینکه صنایع بزرگ در کنار صنایع کوچک رشد افزونی را داشته باشند.
در کشورهای توسعه نیافته صنایع بزرگ علاقمندند که کلیه عملیات موجود در فرآیند تولیدشان را در واحد تولیدی خودشان انجام دهند. این امر باعث بالا رفتن هزینه ثابت و پائین آمدن کارآئی اقتصادی می گردد. در صورتی که در کشورهای صنعتی، صنایع بزرگ قسمت عمده احتیاج خود را به پیمانکاران واگذار می نمایند.
بخش کارآمد و هوشیار صنوف تولیدی به نحوه غیرقابل تصوری می تواند کارآئی کارخانجات بزرگ را افزایش دهد. صنوف تولید و خدمات فنی از طریق آزاد کردن کارخانجات بزرگ از تولید بعضی اقلام یا برخی عملیات یا از انجام برخی خدمات که در انجام آن به گونه ای کارآمدتر از صنایع بزرگ عمل می کنند، به بالا رفتن قدرت تولید ملی کمک نموده و ساختمان صنعتی کشور را استحکام می بخشند.
7-2. تشکیل مراکز پیمانکاری برای صنوف تولیدی
واحدهای تولیدی کوچک در تمام کشورهای صنعتی باید در کنار صنایع بزرگ وجود داشته باشند. صنوف تولیدی به نسبت صنایع بزرگ نیاز به سرمایه زیاد ندارند، با توجه به این مطلب صنوف مذکور قادرند زمینه اشتغال برای تعداد قابل توجهی از جمعیت افراد کشور را فراهم آورند. در محلهایی که شرایط ایجاد صنایع بزرگ وجود ندارد می توان واحدهای تولیدی و خدماتی کوچک را ایجاد کرد، وظیفه واحدهای تولیدی کوچک این است که نیازمندی های صنایع بزرگ را با بهایی ارزانتر از آنچه که صنعتگران بزرگ قادر به تهیه آن می باشند تأمین نمایند، محصولات کارخانه های بزرگ را به نیازمندی های مصرف کننده نهایی تبدیل کنند و بالاخره محصولاتی را تولید نمایند که جایگزین کالاهای وارداتی شوند. چون صنوف تولیدی نسبت به صنایع بزرگ دارای انعطاف پذیری بیشتری هستند، از این رو بسیاری از هزینه های اضافی را ندارند و در نتیجه می توانند محصولات ارزانتری را تولید کنند.
واحدهای صنفی تولیدی- خدماتی و مدرن در ایران، نقش مهمی در تقویب و دگرگون کردن ساختار صنعتی کشور دارند. توسعه این بخش تولیدی- خدماتی بزرگ می تواند امکانات فراوانی را بوجود آورد که به موجب آن واحدهای صنفی، بتوانند به عنوان سازندگان قطعات و لوازم یدکی و پیمانکاران کارخانه های بزرگ، در انجام عملیات خاص و یا کارهای نهایی روی محصول آنها عمل نمایند.
بدین ترتیب واحدهای تولیدی- خدماتی کوچک مدرن، از طریق همکاری با صنایع بزرگ به ایجاد یک ساختمان صنعتی هماهنگ و متوازن در کشور، کمک خواهند کرد.
7-3. پیمانکاری صنوف تولیدی برای صنایع بزرگ
طبق تعریفی که سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو) از پیمانکاری ارائه داده است، پیمانکاری موافقتی بین صنعتگر بزرگ (کارفرما) از یک طرف و صنعتگر کوچک (پیمانکار) از طرف دیگر برای تحقق منظورهای زیر است:
الف- تهیه قطعات، لوازم یدکی و محصولات نیمه ساخته، توسط صنعتگر کوچک (پیمانکار)، محصولات نیمه ساخته به منظور ساختن یک محصول کامل به کاربرده می شوند. به این ترتیب در ساخت چنین محصول کاملی( که توسط صنعتگر بزرگ بفروش می رسد) صنعتگر بزرگ و صنعتگر کوچک هر دو دخالت دارند.
ب – انجام عملیات، روی مواد اولیه (چه این مواد اولیه توسط صنعتگر بزرگ فراهم شده و چه نشده باشد) و یا قطعات مرتبط به صنعتگر بزرگ و بازگرداندن این قطعات و مواد به صنعتگر بزرگ.
7-4. مزایای پیمانکاری برای صنایع بزرگ
مزیت عمده پیمانکاری برای صنایع بزرگ این است که قیمت تمام شده محصول ساخته شده برای صنعت بزرگ به دلایل زیر کاهش می یابد:
3- دستمزد کارگران واحدهای تولیدی- خدماتی کوچک اغلب از دستمزد کارگران بخش صنایع بزرگ، کمتر است.
4- صنوف تولیدی- خدماتی دارای ماشین آلات و تجهیزات کمتر و ساده تری نسبت به صنایع بزرگ هستند، در نتیجه هزینه استهلاک آنها کمتر است.
5- صنوف تولیدی- خدماتی مبالغ کمتری برای تحقیق و بازاریابی خرج می کنند، به همین علت قیمت تمام شده محصول آنها کاهش می یابد.
6- صنوف تولیدی- خدماتی دارای انعطاف پذیری بیشتری هستند، به گونه ای که می توان تصمیمات مربوط به مدیریت واحد را با سرعت، اتخاذ و اجرا کرد. در ضمن می توان فرآیند تولید را با سهولت بیشتری نسبت به صنایع بزرگ تغییر داد.
7- صنوف تولیدی- خدماتی که دارای تکنیکی تخصصی هستند، اغلب می توانند بعضی از اقلام را با کارایی بیشتر و بهایی کمتر نسبت به صنایع بزرگ تولید کنند.
8- بعضی از صنایع بزرگ می توانند از خدمات صنوف تولیدی- خدماتی به عنوان یک عامل تکمیل کننده و یا به عنوان دریچه اطمینانی برای تکمیل ظرفیت تولیدی، تجهیزات و یا حتی تکنیک خود استفاده کنند. مواقعی که به طور پیش بینی نشده ای حجم سفارشات یک صنعت بزرگ، به اندازه ای افزایش می یابد که انجام سفارشات، با توجه به ظرفیت معین کارخانه از عهده آن صنعت، خارج می شود،‌در چنین شرایطی صنعت بزرگ یا باید از طریق سرمایه گذاری جدید در ماشین آلات و تجهیزات،‌ظرفیت تولیدی خود را افزایش دهد و یا مازاد سفارشات را (سفارشاتی که به علت محدود بودن ظرفیت تولیدی، خود قادر به انجام آن نیست) در اختیار صنوف تولیدی- خدماتی قرار دهد. اگر افزایش چنین سفارشاتی به طور موقت و یا فصلی باشد، صنعت بزرگ به جای سرمایه گذاری جدید می تواند، نیازمندی های خود را از طریق پیمانکاری با صنوف تولیدی- خدماتی تأمین کند،‌چون در صورت سرمایه گذاری جدید احتمال این خطر وجود دارد که صنعتگر بزرگ نتواند در مراحل بعدی،‌به اندازه ای سفارش دریافت کند که از ظرفیت کامل تولیدی کارخانه اش استفاده کند. طبیعی است،‌ در چنین شرایطی هزینه ساعات بیکاری ماشین آلات، باعث افزایش قیمت تمام شده محصولات این کارخانه می شود. و همچنین در مواقعی که یک صنعتگر بزرگ نتواند به اندازه کافی سفارش دریافت کند، ممکن است مجبور شود، تعدادی از کارگران خود را اخراج نماید. روشن است که در چنین مواقعی عملیات پیمانکاری می تواند به عنوان کمکی برای صنعتگر بزرگ باشد. با این روش صنعتگر بزرگ، با انعقاد قراردادهایی با واحدهای تولیدی- خدماتی کوچک، علاوه بر کاهش هزینه تولید خود، اثرات یک دوره رکود را نیز از سر می گذارند.
برخی دیگر از مزایای پیمانکاری برای صنایع بزرگ به شرح زیر است:
3- در مواقعی که کارگر ماهر کمیاب است به جای سرمایه گذاری جدید به منظور تربیت نیروی انسانی، صنعتگر بزرگ می تواند از کارگران ماهر صنوف تولیدی- خدماتی استفاده کند.
4- هنگامی که یک صنعتگر بزرگ، در تهیه مواد اولیه با مشکل مواجه می شود، می تواند مواد اولیه موجود در واحدهای کوچک تولیدی- خدماتی را مورد استفاده قرار دهد.
زمانی که برخی از ماشینها،‌دچار عیب و نقص می شود و هنگامی که کارگر ماهری برای راه اندازی آن در دسترس نباشد، صنعتگر بزرگ می تواند از خدمات واحدهای تولیدی- خدماتی کوچک بهره بگیرد.
نظر به این که فقط هنگام تحویل کالای سفارشی، صنعتگر کوچک می تواند طلب خود را از صنعتگر بزرگ درخواست نماید، از اینرو، در فاصله بین ارسال سفارش ساخت و تحویل کالا، صنعتگر بزرگ می تواند از سرمایه در گردش خود بهره بیشتری ببرد.
5- صرفه جویی دیگر صنعتگر بزرگ از لحاظ هزینه انبارداری است، اگر صنعتگر بزرگ بخواهد تمام قطعات مورد نیاز خود را تولید کند بایستی به خاطر تنظیم برنامه تولید بتواند با نگهداری مقادیری از مواد اولیه در انبارهای خود به طور طبیعی هزینه انبارداری را افزایش دهد.
7-5. مزایای پیمانکاری برای اقتصاد کشور
افزون بر مزایائی که پیمانکاری، برای دو طرف پیمان دارد، همچنین می تواند به عنوان عامل شتاب دهنده ای در توسعه صنعتی کشور، محسوب شود ولی برای نیل به این هدف،‌نظام پیمانکاری باید بر یک اساس صحیح و منطقی طرح ریزی شود.
یکی از مزایای آشکار پیمانکاری برای اقتصاد کشور، در این است که می تواند به عنوان یک عامل تکمیل کننده صنایع بزرگ، فعالیتهای صنعتی را در سطح کلان توسعه دهد. همچنین می تواند اساس فعالیتهای صنعتی را به گونه ای تقویت نماید که صنایع کشور به نحو مطلوب مورد بهره برداری قرار گیرند. با استفاده از نظام پیمانکاری، می توان از ظرفیت تولیدی ماشینها استفاده کامل نمود و ضایعات را به حداقل رساند. همچنین با انجام عملیات پیمانکاری، می توان کالاهائی را تولید کرد که جایگزین کالاهای وارداتی شوند، و بدین ترتیب میزان قابل توجهی ارز به نفع کشور صرفه جوئی می شود.
پیمانکاری نه تنها قادر است اساس فعالیتهای صنعتی را توسعه بخشد، بلکه در بالابردن صلاحیت فنی تولیدکنندگان کوچک نیز بسیار مؤثر است. در اثر تخصصی که در سایه عملیات پیمانکاری به وجود می آید، و به موجب کمکهای مختلفی که دولت و صنایع بزرگ به توسعه پیمانکاری می کنند، بهره وری واحدهای کوچک تولیدی- خدماتی به میزان قابل ملاحظه ای افزایش می یابد.
با رعایت این اصول، واحدهای تولیدی- خدماتی کوچک نوعی امنیت را به دست می آورند که آنها را قادر می سازد روی تولید اقتصادی تعداد مشخصی از کالاها و یا عملیات تولیدی، تمرکز یابند، به طوری که پس از گذشت مدت زمانی در تولید آن کالاها و خدمات، تخصص پیدا می کنند.
پیمانکاری، تحت شرایطی می تواند به پراکندگی واحدهای تولیدی- خدماتی کوچک نیز کمک کند و در کشورهای صنعتی اغلب، فعالیتهای پیمانکاری در اختیار این قبیل واحدها قرار می گیرند که از محل تأسیسات صنایع بزرگ فاصله چندانی ندارند، یا لااقل در مکانهایی نزدیک به این صنایع قرار دارند. این تجمع واحدهای کوچک در اطراف صنعت بزرگ، گذشته از برقراری ارتباطی دائم بین آنها،‌صرفه جویی هایی نیز در هزینه حمل و نقل به وجود می آورد. در جاهایی که یک سیستم حمل و نقل منظم وجود داشته باشد و هزینه حمل و نقل نیز در سطحی معقول باشد، علیرغم بعد مسافت، عملیات پیمانکاری می تواند بین صنایع بزرگ و واحدهای کوچک تولیدی- خدماتی انجام گیرد.
پیمانکای قادر است مهارت صاحبان واحدهای کوچک تولیدی- خدماتی را، به طور قابل توجهی افزایش دهد. مهارت در اغلب کشورهای در حال توسعه بخصوص در کشورهایی که جمعیت شهرنشین آنها، به سختی در فعالیتهای مربوط به توسعه صنعتی کشور خود شرکت می کنند، یک عامل بسیار مطلوب و حیاتی محسوب می شود. و با ارتقاء سطح مهارت صنعتگران کوچک، از طریق آموزشهای گوناگونی که توسط دولت و صنایع بزرگ به آنها داده می شود، انتظار می رود که نیروی کار ماهر کشور، به طور قابل ملاحظه ای افزایش یابد.
بیشتر مشاهده شده است که طی مراحل تولیدی، صنعتگران بزرگ و کوچک کشورهای در حال توسعه توجه زیادی به یکدیگر ندارند، به عبارت دیگر، یکپارچگی و همکاری محدودی بین این صنعتگران وجود دارد، و از اعتماد متقابل نسبت به یکدیگر برخوردار نیستند و در چنین اوضاع و احوالی نظام پیمانکاری می تواند به کمک آنها بشتابد، به طوری که نه تنها این دو واحد مکمل را بیشتر به یکدیگر نزدیک کند، بلکه در راه از بین بردن سوء تفاهمهای موجود نیز نقش مؤثری ایفا نماید.
 
صنوف تولیدی و تاثیر آن بر اشتغال
نرخ رشد فزاینده جمعیت، کمبود منابع سرمایه ای،موانعی که در راه انتخاب و انتقال تکنولوژی مناسب، وجود دارد، نوعی هشدار برایکشورهای در حال توسعه جهان سوم است که برای گسترش فرصت های اشتغال و تأمین نیازهایاساسی افراد جامعه خود پیوسته بررسی و تحقیق نمایند و برنامه های مناسب و نوینی راجهت نیل به هدف مذکور تهیه و به اجرا گذارند. از این رو در بسیاری از کشورهای درحال توسعه، مهمترین وظیفه سازمانهای اقتصادی، برنامه ریزی، بررسی و تحقیق در زمینهجستجوی راههای گوناگون و مناسب جهت ایجاد فرصتها و امکانات اشتغال است. از جملهراههای اشتغال زایی که برخی اقتصاددانان و سازمانهای تخصصی اقتصادی بین المللی آنرا به کشورهای جهان سوم توصیه کرده اند، ایجاد و گسترش صنایع سنتی، صنایع کوچکماشینی و نیز ترویج روحیه کارفرمائی میان متقاضیان کار و گسترش اشتغال آزاد است. ایجاد واحدهای کوچک تولیدی باعث توزیع فعالیتهای تولیدی و خدماتی در بخشهای متعدد وجلوگیری از تمرکز توان اقتصادی و سرمایه در دست عده ای معدود می شود.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایراننیز به گسترش واحدهای کوچک صنعتی و مشاغل آزاد، توجه خاصی نموده است. در این رابطهدر بند (2) اصل چهل و سوم قانون مذکور تأمین شرایط و امکانات کار برای همه مردم بهمنظور رسیدن به اشتغال تام را، از وظایف دولت شمرده است و برای دستیابی به این هدف،قراردادن وسایل کار در دسترس همه کسانی که قادر به کار بوده ولی وسیله کار ندارنددر شکل تعاونی و یا از راه دادن وام بدون بهره و یا از هر راه مشروع دیگر که منجربه تمرکز ثروت در دست افراد و گروههای خاص نشود را پیش بینی کرده است.
بطور کلی می توانراههای اشتغال زایی توسط واحدهای تولیدی – خدماتی کوچک در کشورهای در حال توسعه رابه صورت زیر ارائه نمود:
الف – بهرهبرداری کامل از ظرفیت کارگاههای موجود
ب- انجام فعالیتهای موقت کاربر وسرمایه اندوز
ج – ایجاد واحدهای صنفیکاربر
د – ایجاد واحدهای صنی تولیدی- خدماتی مدرن
هـ – توسعه فراگیر تمام بخشهایاقتصادی – اجتماعی و رشد هم آهنگ صنایع و صنوف
حال به بررسی هر یک از راههایذکر شده می پردازیم:
8-2-. بهره برداری کامل از ظرفیتواحدهای صنفی تولیدی – خدماتی موجود
استفاده از ظرفیتهای به کارگرفته شده واحدهای صنفی تولیدی – خدماتی موجود باعث کاهش قیمت تمام شده کالا می شودو در بعضی موارد، امکان دستیابی به قیمت قابل رقابت در بازارهای بین المللی رافراهم می سازد.
انجام این مهم را می توان به طرقزیر عملی نمود.
1- افزایش نوبتهای کاری در هر واحد تولیدی واستفاده بهینه از ماشین آلات
2- انجام کار در روزهای تعطیل بصورت نوبتکاری
نوبتهای کاری را می توان بین 4گروه 8 ساعته (بصورت گردش در هر ماه یا هر سه هفته یکبار) به نحوی تنظیم نمود که درروزهای تعطیل هفتگی، تعطیلات رسمی، مرخصی سالانه کارگران یا روزهای غیبت و بیماریکارگران، پیوسته ماشین آلات و واحد تولیدی در تمام سال فعال باشد.
در کشورهای در حال توسعه، ایجاداشتغال از راه بهره گیری از ظرفیت کامل ماشین آلات، مشکلات خاص خود را دارد. بهعنوان مثال کمبود کارگر ماهر و متخصص، کمبود مدیر باتجربه و کارآمد، مشکل هم آهنگکردن نظریات و طرز تفکر مدیران اجرائی کارگاهها در نوبتهای کاری مختلف، حجم کمذخایر مواد اولیه، سرمایه کم و محدود، همچنین مشکل انجام عملیات تعمیر و نگهداریماشین آلات، از موانع عمده بکارگیری ظرفیت کامل در کشورهایی نظیر ایراناست.
البته این مشکلات در موردواحدهای صنفی تولیدی – خدماتی، حادتر است، زیرا در این قبیل واحدها، معمولاً‌کارفرما و مدیر کارگاه همان سرمایه گذار است و زمان تولید این کارگاهها محدودوانجام کار اضافی، کار نوبتی و هماهنگی در چند شیفت کاری بسیار مشکلاست.
8-3. انجام فعالیتهای موقت کاربرو سرمایه اندوز
مناسب ترین راه برای ایجاداشتغالدر کوتاهترین مدت، انجام کارهای ساختمانی است، بکارگیری نیروی انسانی بیشتر، درانجام فعالیتهای اقتصادی، اگر موجب صرفه جویی در استفاده از عوامل دیگر تولید شود،نقش مهمی در ایجاد اشتغال دارد.
اجرای این قبیل طرحها در اصلآسان است و نیاز کمی به تجهیزات وارداتی دارد، و بیشتر مواد اولیه آن نیز در داخلکشور فراهم بود و بطور غیرمستقیم مشاغل گوناگونی را ایجاد می کند بسیاری از طرحهایساختمانی را می توان در مناطق روستایی دور افتاده در دوران بیکاری فصلی کشاورزاناجرا نمود.
بدیهی است گسترش فعالیتهایساختمانی، به میزان تولید و فعالیت بخشهای مختلف صنعت می افزاید، نیروی انسانی،مهارتها و تخصصهای گوناگون را به کار می گیرد و دهها واحد صنفی و یا حرفه هایوابسته به صنایع ساختمانی را به وجود می آورد و یا فعال می سازد، این واحدهاعبارتند از: نجاری، آهنگری، جوشکاری، نقاشی ساختمان، سنگبری و سنگتراشی، موزائیکسازی، کاشی سازی، سرامیک سازی، سیم کشی، آهن سازی، آلومینیوم سازی، شیشه بری و غیرهالبته این چاره جویی ها باید موقت و در مراحل اولیه پیشرفت و یا در دورانهای رکوداقتصادی به کار گرفته شود.
8-4. ایجاد واحدهای صنفی تولیدیخدماتی کاربر
برای ایجاد واحدهای صنفی تولیدیو یا کارگاههای کوچک به منظور ایجاد اشتغال به دو صورت زیر می توان عملکرد:
3- ایجاد کارگاههایی با فرآیند شبیه بهکارگاههای فعال موجود
ایجاد کارگاههای نوین با بهره گیری ازتکنولوژی جدید
حال به بررسی هر یک از این دوروش می پردازیم:
ایجاد کارگاههای با فرآیندی شبیهبه کارگاههای فعال موجود، باعث مشکلاتی به شرح زیر خواهد شد:
3- بازده پایین نیروی کار که باعث درآمد کمصاحب کار یا کارفرما و دستمزد کم کارگر و در نهایت افزایش ناچیز درآمد ملی کشور میشود.
4- کیفیت پایین محصولات که باعث عدم موفقیتاین محصولات در صحنه رقابت داخلی و خارجی، با محصولات ساخت ماشینهای مدرن می شود.
5- افزایش قیمت تمام شده محصولات در مقایسهبا محصولات ساخت ماشینهای مدرن، که از علل آن، می توان به پایین بودن بازده نیرویکار و افزایش ضایعات و عدم بهره گیری از صرفه جوئی های ناشی از مقیاس نام برد.
از آنجائیکه ایجاد کارگاههایجدید در همان چارچوب قدیمی، باعث کاهش و یا عدم افزایش بازدهی نیروی کار می شود، وکارفرما نیز با توجه به بازده نیروی کار، اقدام به استخدام کارگر می کند، لذا تغیرقابل توجهی در اشتغال ایجاد نمی شود.
راه دیگر ایجاد کارگاههای مدرن وبهره گیری از تکنولوژی جدید است که از راههای زیر امکان پذیر است:
6- نوسازی کارگاههای کوچک موجود، تغییر وتبدیل ماشینها، ابزار و تجهیزات قدیمی و جایگزین کردن تجهیزات مدرن که منجر بهافزایش تولید این واحدها خواهد شد.
7- گسترش کارگاههای موجود از راه افزودن خطوطتولید و تخصصی نمودن آنها که منجر به بهره مندی از مزایای تولید انبوه می شود.
8-5 ایجاد واحدهای صنفی تولیدی- خدماتی مدرن
ایجاد کارگاههای صنفی یکی از راهحلهای مشکل بیکاری است، ولی راه حل سریع مسئله بیکاری به شمار نمی آید، و از بحرانبیکاری به سرعت نمی کاهد. زیرا ایجاد چنین کارگاههایی نیاز به زمان نسبتاً زیادیدارد، و بعد از شروع به فعالیت، به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم ایجاد اشتغال میکنند. ایجاد اشتغال بصورت مستقیم، استخدام نیروی کار جدید توسط این کارگاههاست. ایجاد اشتغال بصورت غیر مستقیم نیز مانند بکارگیری، نیروی کار در زمینه های حمل ونقل، عمده فروش، خرده فروش، تعمیر و نصب، نگهداری ماشین آلات و فراهم نمودن مواداولیه و قطعات مورد نیاز اینگونه کارگاههاست.
8-6 توسعه فراگیر تمام بخشهایاقتصادی- اجتماعی و رشد هماهنگ صنایع و صنوف تولیدی
توسعه صنعتی را باید به مفهومفراگیر آن در تمام بخشهای اقتصادی و اجتماعی در نظر بگیریم. زیرا توسعه صنایع بزرگو صنوف تولیدی – خدماتی بطور هماهنگ، لازمه رشد و توسعه اقتصادی است.
 
 

 


 ابزار 
نسخه چاپی
نقشه سایت نقشه سایت
آمار بازدیدکنندگان آمار بازدیدکنندگان
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرس های برگزیده افزودن به آدرس های برگزیده

طراحی سایت و پورتال، هاست و سرور اختصاصی - رادکام